شاید روزی آرزوی ماندن ابدی انسانها در جهان خاکی آرزویی عبث باشد و بعید نیست که حس انسانی همواره این را به گور می برد که بزرگانش را در جسم خاکی ابدی ببیند ولی هجوم به یکباره مرگ بر این همه بزرگ در آستانه سال ۸۷ نوید سال سیاهی است بر گرده ملت.
روزگاری بود که آرزو می کردم شیرزن سینمای جهان "لنی ریفنشتال" سازنده آثار بی نظیر "پیروزی اراده " و " المپیا" هرگز نمیرد زیرا عمر او بسیار دراز تر از ماندگاری آثارش شده بود. او ۱۰۴ سال عمر کرد ولی در نهایت از جهان رفت و باورم شد ابدیت افسانه است و در آغاز سال ۸۷ سیاه ایران بانویی را از دست داد که به تصورم ابدی می آمد. مریم فیروز ( فرمانفرما) دختر سیاست مدتر بزرگ عصر قجر در اول سال ۸۷ در سن ۹۴ سالگی از دنیا رفت . فرزند اشراف زاده ای که چشم از اشرافیت و نام خاندانش پوشید و القاب و اسامی را رها کرد و با تغییر نام فامیلیش به "فیروز" به عضویت حزب تازه تاسیس توده کرد و به همسری نورالدین کیانوری در آمد و پله های ترقی در حزل را سریع پیمود تا به سمت مسئول کمیته بانوان حزب توده رسید و حداقل در سه برهه تاریخی تاثیری عمیق بر رفتارهای اجتماعی و فرهنگی یک ملت نهاد. مریم پس از انقلاب ندتی را در حبس ماند و پس از آزادی خانه نشین شد و تنها دو بار نامش بر زبان ها افتاد : زمانی که موسسه اطلاعات گفتگویی طملانی با او را در قالب یک کتاب چاپ کرد و زمانی که حسن هدایت در قسمتی از سریال" محاکمه " او را وارد یک قضیه سیاسیِ جنایی کرد دختری جوان نقش او را بازی کرد و به یادمان آورد مریم چه نقشی در تاریخ معاصز ایران داشت.
"مریم فیروز"
ولی اگر مریم خود تاریخ ساز بود "فریدون آدمیت " و "صمد سردارنیا" با نوشتن تاریخ معاصر خود و تاریخ را ماندگار کردند. "آدمیت " بزرگمردی برخاسته از نسلی که امیر کبیر خواست آنها تربیت شوند و شدند . مورخی که بر گردن ملت حق دارد. کسی که روش تحقیق صحیح تاریخ را وارد جنبش تاریخ نویسی ایران کرد . و "سردار نیا " که تلاش کرد حق خود به "آذربایجان " و البته تبریز را ادا کند و تمام عمر برای تاریخ زادگاهش صرف کرد.
اگر آدمیت عصاره عصاره تفکری در تاریخ بود منحصر به خود. "سردار نیا چکیده تفکر تاثیر یک سرزمین بر تاریخ یک ملت و تلاش برای بازگشایی این تاثیر بود.
"صمد سردارنیا"
متاسفم که بگویم "آدمیت سی سال آخر عمر را در خانه خود حبس بود .و روزگار بدی در سرزمین قدر ناشناس ایران می گذراند همچنان که ثمین باغچه بان در غربت مرد و کسی حتی به یاد نیاورد ایران چه گوهری را از دست داده است.
در آنسوی جهاناما وضعیت فرق می کرد آرتور سی کلارک وقتی روی در نقاب خاک کشید واقعا به آنچه که لایقش بود رسیده رسیده بود: نامزدی در اسکار و جایزه نوبل ادبیات و نوبل صلحُِ دریافت لقب " سر" از ملکه انگلیسُ و دریافت ده ها جایزه ویژه آثار علمی تخیلی بخشی از افتخاراتی بود که نصیب سی کلارک خالق " ۲۰۰۱ ادیسه فضایی " " اکتشاف در فضا " و طراح ماهواره مخابراتی و آیانسور فضایی شد.
و در نهایت امسال با آغازش سینا "آنتونی ننگلایا "را از دست دا د که با "بیمار انگلیسی " و کوهستان سرد" لقب دیوید لین معاصر را از آن خود کرد.
صحبت از مرگ است و سیاهی و آرزوی آنکه سال سیاه بیش از این سیاه تر خود را ننماید که جهان به بزرگانش هنوز نیاز دارد.